فاطمه درخانه ی پدردامن پارسایی وتنهائی را رها نکرده است واین را همه می دانند
از هنگامی که خواستگاری عمر وابوبکر را پیغمبر قاطعانه رد کرد همه ی اصحاب دانستند که فاطمه سرنوشتی خاص دارد
فاطمه با علی بزرگ شده است
تقدیر سرنوشت این دو را از کودکی به گونه ی خاصی به هم گره زده است
پس علی چرا خاموش است ؟؟؟؟؟
بیست وپنج سال از سنش میگذرد وفاطمه هم دختری دم بخت است
شاید علی چون می داند فاطمه خود را وقف پیغمبر کرده وخود را مادر پدرش می داندوهمه کاره او
شاید شرم علی مانع از درخواست ازدواج شده است
اما حالا که عایشه ی جوان وسرشار از شوروشوق به خانه محمد است وقت ان نرسیده که علی قدم پیش بگذارد؟؟؟؟
ولی اوکه سراسر جوانی اش را در راه مبارزه وعقیده گذرانده است وفرصت نیافته که چیزی بیاندوزد ...با کدام سرمایه ؟؟؟؟
نه حتی یک خانه ، اثاث یک زندگی فقیرانه ... هیچ
در عین حال اورا میبینیم که نزد پیامبر امده است کنارش نشسته است وسر به زیر افکنده با سکوت وباشرم زیبای خویش سخن میگوید
- چه کار داری پسر ابوطالب؟؟
با آهنگی که از شرم نرم وآرام شده بود نام فاطمه دختر رسول خدا را می برد
پیغمبر بی درنگ
- مرحبا واهلاً
(والبته نظر فاطمه نیز چنین است )
فردا در مسجد از اوپرسید : چیزی در دست داری ؟؟؟
- هیچ رسول خدا
- زرهی که در جنگ بدر به تو دادم کو؟؟؟؟؟؟؟؟
- آن پیش من است رسول خدا
- همان را بده
علی به شتاب رفت وزره را آورد وبه پیغمبرداد .پیغمبراو را به علی داد که در بازار بفروشد
عثمان زره را به "چهل وهفت درهم "خرید
پیغمبر اصحابش را فرا خواند ودر جلسه ی عقد خطبه را خواند
- "فاطمه دختر پیغمبر برچهارصد مثقال نقره ، طبق سنت قائمه وفریضه واجبه ...."
سپس انان را به "ذریه ی صالحه" دعا کرد آن گاه ظرفهای خرما را آوردند
واین جشن عروسی بود
جهیزیه فاطمه نیز از این قرار است :
پیراهنی به ۷ درهم - روسری به ۴ درهم - عبای سیاه- دو عدد لحاف (که لایه یکی پشم و دیگری لیف خرما بود)- آسیاب دستی، طشتی از مس، ظرف آبی از پوست، ظرفی چوبی برای شیر و مشکی برای آب
پی نوشت 1- (به روایتی) مهریه فاطمه از سوی خداوند و پیامبر تعیین شد که شامل یک پنجم زمین و یک سوم بهشت و نیز چهار رود فرات، نیل، نهروان و بلخ بود. پیامبر نیز برای او ۵۰۰ درهم تعیین کرد و آن را در امتش سنت قرار داد